شیفته

سید مصطفی موسویان قلّه زو

خداوندا ...
نویسنده : مصطفی موسویان قلّه زو - ساعت ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۱

خداوندا

 اگر روزی بشر گردی

 ز حال ما خبر گردی

 پشیمان می شوی از قصه خلقت

 از این بودن از این بدعت

 خداوندا

نمی دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا

چه دشوار است

 چه زجری می کشد آنکس که انسان است

و  از احساس سرشار است

 


comment نظرات ()
منتظر می مانم تا دباره بر گردی ...
نویسنده : مصطفی موسویان قلّه زو - ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۱

گفتم : می مانم تا ابد

تا هر زمان که تو بخواهی


گفتی : می دانم

گفتم : چشمانت را در بهترین نقطه دلم قاب کرده ام برای همیشه هر گوشه دلم

 

را که می بینم تو هم آن جایی .

گفتی : می دانم

گفتم : برای من از تو دوست داشتنی تر وجود ندارد

باز هم گفتی می دانم .

امروز چندمین روز است که تو رفته ای و من هیچ گاه این را نمی دانستم

که تو برای من به یاد من و دوست دار من نیستی

باز هم می گویم : منتظرت می مانم شاید فقط شاید روزی برگردی....


comment نظرات ()
اصطلاحات ما مشهدی ها
نویسنده : مصطفی موسویان قلّه زو - ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۱

اصطلاحاتی که در زبان عامه مشهد مورد استفاده قرار میگیرد را می نویسم امیدوارم مورد استفاده عموم قرار بگیرد

اولین کلمه ای که معمولا مشهدی ها را با این کلمه می شناسند کلمه یَرِه می باشد

یَره= از این کلمه برای مخاطب قرار دادن افراد استفاده می شود که مترادف آن در زبان عامیانه کلمه آهای می باشد البته در امروزه بیشتر در موارد خاصی از این کلمه استفاده می شود به عنوان مثال در هنگام تعجب گفته می شود نِه یَره یعنی جدی اینجوریه!

یابرای مخاطب قرار دادن کسی گفته می شود هو یره نگاه کن

و یا گفته می شود هو یره کجا مِخِی بِری

البته بعضی افراد به جای کلمه یره از کلمه یَرِگِه هم استفاده می کنند که دقیقا هم معنی کلمه یره می باشد

یک شعر قدیمی مشهدی هست که میگه:

آی یَره یَره یَره یارُم کَله پا مِره

چوغوک:گنجشک

کِلپَسه:مارمولک

چوخ:گوشه-کنار دیوار-به عنوان مثال

چوخ خِنِه :یعنی گوشه دیوار خانه یا همون سه کنجی اتاق

خِفتی:گردنبند-سینه ریز

چوری:النگو

مو مُخام بُرُم بخوابُم


ادامه مطلب ...
comment نظرات ()
تمام ضرب المثل ها ، همراه با معنی
نویسنده : مصطفی موسویان قلّه زو - ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۱

 • حرف آ ، ا

• آب از آب تکان نمی خورد : همه چیز در نهایت آرامی است

• آب از دستش نمی چکد : بسیار خسیس است

• آب از دهان سرازیر شدن : بی نهایت شیفته چیزی شدن

• آب از سرچشمه گل آلود است : کار از بالا خراب است

• آب از سرش گذشت : بدبختی به منتهی رسیده ، کارش اصلاح شدنی نیست


ادامه مطلب ...
comment نظرات ()
وصیت نامه داریوش
نویسنده : مصطفی موسویان قلّه زو - ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۱

اینک من از دنیا میروم بیست وپنج کشور جزء امپراتوری ایران
است. و در تمام این کشور ها پول ایران رواج دارد وایرانیان در
آن کشور ها دارای احترام هستند . و مردم کشور ها در ایران نیز
دارای احترام هستند.

جانشین من خشایار شا باید مثل من در حفظ این کشور ها
بکوشد . وراه نگهداری این کشور ها آن است که در امور داخلی
آنها مداخله نکند و مذهب وشعائر آنان را محترم بشمارد.

اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور در یک زر در
خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو میباشد .
زیرا قدرات پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز
هست . البته به خاطر داشته باش تو باید به این ذخیره بیفزایی نه
اینکه از آن بکاهی . من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن
برداشت نکن ، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام
ضرورت از آن برداشت کنند ، اما در اولین فرصت آنچه برداشتی
به خزانه برگردان . مادرت آتوسا برمن حق دارد پس پیوسته
وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .

ده سال است که من مشغول ساختن انبار های غله در نقاط مختلف
کشور هستم و من روش ساختن این انبار ها را که از سنگ
ساخته می شود وبه شکل استوانه هست در مصر آموختم و چون
انبار ها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن بوجود نمی آیند و
غله در این انبار ها چند سال می ماند بدون اینکه فاسد شود و تو
باید بعد از من به ساختن انبار های غله ادامه بدهی
تا اینکه همواره آذوقه دو و یا سه سال کشور در آن انبار ها
موجود باشد . و هر ساله بعد از اینکه غله جدید بدست آمد از غله
موجود در انبار ها برای تامین کسری خواروبار از آن استفاده کن
و غله جدید را بعد از اینکه بوجاری شد به انبار منتقل نما و به
این ترتیب تو هرگز برای آذوغه در این مملکت دغدغه نخواهی
داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشکسالی شود .


هرگز دوستان وندیمان خود را به کار های مملکتی نگمار و برای
آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافی است . چون اگر دوستان
وندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم
کنند و استفاده نامشروع نمایند نخواهی توانست آنها را به
مجازات برسانی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری رعایت
دوستی بنمایی .


کانالی که من میخواستم بین شط نیل و دریای سرخ بوجود بیاورم
هنوز به اتمام نرسیده و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و
جنگی خیلی اهمیت دارد تو باید آن کانال را به اتمام برسانی و
عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آنقدر سنگین باشد که
ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .

اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا اینکه در این قلمرو ،
نظم و امنیت برقرار کند ، ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف
یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی . با یک
ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه
ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند .
توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغ گو و متملق را به
خود راه نده ، چون هردوی آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم
دروغ گو را از خود دور نما . هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط
نکن ، و برای اینکه عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند ، قانون
مالیات وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده
است و اگر این قانون را حفظ کنی عمال حکومت با مردم زیاد
تماس نخواهند داشت .

افسران وسربازان ارتش را راضی نگه دار و با آنها بدرفتاری
نکن . اگر با آنها بد رفتاری کنی آنها نخواهند توانست معامله
متقابل کنند . اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت
کشته شدن خودشان باشد و تلافی آنها اینطور خواهد بود که
دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا اینکه وسیله
شکست خوردن تو را فراهم کنند .

امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده وبگذار اتباع تو
بتوانند بخوانند وبنویسند تا اینکه فهم وعقل آنها بیشتر شود
وهر چه فهم وعقل آنها بیشتر شود ، تو با اطمینان بیشتری
میتوانی سلطنت کنی . همواره حامی کیش یزدان پرستی باش . اما
هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و
همیشه به خاطر داشته باش که هرکس باید آزاد باشد و از هر
کیش که میل دارد پیروی نماید .

بعد از اینکه من زندگی را بدرود گفتم . بدن من را بشوی و آنگاه
کفنی را که من خود فراهم کرده ام بر من به پیچان و در تابوت
سنگی قرار بده و در قبر بگذار . اما قبرم را که موجود است
مسدود نکن تا هرزمانی که میتوانی وارد قبر بشوی و تابوت
سنگی مرا در آنجا ببینی و بفهمی ، که من پدر تو پادشاهی مقتدر
بودم و بر بیست وپنج کشور سلطنت میکردم ،مردم و تو نیز مثل
من خواهی مرد . زیرا سرنوشت آدمی این است که بمیرد ،
خواه پادشاه بیست وپنج کشور باشد خواه یک خارکن و هیچ
کس در ان جهان باقی نخواهد ماند . اگر تو هر زمان که فرصت
بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت را ببینی ، غرور
وخود خواهی برتو غلبه خواهد کرد ، اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی ،
بگو قبر مرا مسدود نمایند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا
اینکه بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببیند .


زنهار زنهار ، هرگز هم مدعی وهم قاضی نشو اگر از کسی ادعایی
داری موافقت کن یک قاضی بیطرف آن ادعا را مورد رسیدگی
قرار دهد . و رای صادر نماید . زیرا کسی که مدعی است اگر
قاضی هم باشد ظلم خواهد کرد .

هرگز از آباد کردن دست برندار . زیرا که اگر از آباد کردن دست
برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت زیرا این قاعده
است که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود . در
آباد کردن ، حفر قنات و احداث جاده وشهر سازی را در درجه
اول قرار بده .

عفو وسخاوت را فراموش نکن و بدان بعد از عدالت برجسته
ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت ، ولی عفو باید فقط
موقعی بکار بیفتد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به
دیگری خطایی کرده باشد و تو خطا را عفو کنی ظلم کرده ای زیرا
حق دیگری را پایمال نموده ای .

بیش از این چیزی نمیگویم این اظهارات را با حضور کسانی که
غیر از تو در اینجا حاضر هستند ، کردم . تا اینکه بدانند قبل از
مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها
بگذارید زیرا احساس میکنم مرگم نزدیک شده


comment نظرات ()
بنویسیم... بخوانیم...
نویسنده : مصطفی موسویان قلّه زو - ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۱

* آدمخوار: انسان دوست افراطی!

* آدم مغرور: کسی که اگر جلاد بخواهد گردنش را بزند، می گوید: یه وجب بلندتر

بزن!

* اوراقچی: تنها موجودی که افراد ناشی را بهترین رانندگان دنیا می داند!

* خسیس: کسی که وقتی خانه اش آتش می گیرد، برای اینکه پول تلفن ندهد، تا

اداره آتش نشانی می دود!

* رفیق: کسی که همیشه به شما مقروض است!

* سینما: جایی که پشت سر شما حرف می‌زنند!

* سرخ پوست: آدم خوشبختی که وقتی از خجالت صورتش سرخ شود، کسی

متوجه نمی‌شود!

* سنجاق قفلی: تنها قفلی که بدون کلید باز می‌شود!

* مجرد: کسی که هنوز عیوبی دارد که خود نمی‌داند!

* سوءظن: سعی در دانستن چیزی که بعدا انسان آرزو می‌کند ای کاش آن را

نمی‌دانست


comment نظرات ()
ضد حال یعنی چی؟
نویسنده : مصطفی موسویان قلّه زو - ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۱

ضدحال یعنی وقتی یه قرار لطیف تو اینترنت داری وصل نشی

ضدحال یعنی وقتی منتظر فیلم مورد علاقت هستی برق بره

ضدحال یعنی بعد از کلی مصیبت که بابات برات موبایل ثبت نام کرده همه سیمکارتا بیاد جز مال تو

ضدحال یعنی روز تولدت دوست پسرت جلوی دوستات فقط یه شاخه گل بهت بده و تو هم جلو همه سوسک بشی


ادامه مطلب ...
comment نظرات ()
ترفندهای کامپیوتر
نویسنده : مصطفی موسویان قلّه زو - ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۱

نحوه تبدیل ویندوز کامپیوتر به ویندوز سخنگو

 

ابتدا به Control Panel می رویم و گزینه Sound and audio devices را اتخاب می کنیم سپس از میان گزینه های موجود گزینه را اتخاب میکنیم در پایین این پنجره گزینه هایی وجود دارند که در میان آنها گزینه ای با نام به چشم می خورد این گزینه شامل صداهای پیش فرض وینوز است که هنگام رخ دادن انواع اتفاقات در ویندوز شنیده می شوند مثلا صدای خالی شدن سطل آشغال یا صدای باز و بسته شدن پنجره ها یا شروع یا خروج از ویندوز شما میتوانید صدای مورد علاقه خود را جایگزین کنید پیشنهاد می کنم از صدای خودتون استفاده کنید.

پاسخگویی خودکار به ایمیل ها


ادامه مطلب ...
comment نظرات ()
← صفحه بعد